پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387
بانك كاران
ایران بهشت بانک کاران!
مزدک گفت: قرض الحسنه ها، قرض الحسنه
نیستند، قرض الاوسَنه هستند.
به زودي...
یکشنبه بیست و سوم دی 1386
با افتتاح حساب سپرده در نان مانی بانک ِ کاوه
در ۲۵/۱۷ درصد تورم ، بيكاري، فقر، فحشا
و اعتياد و بزه و گشنگي وخودكشي و ... شريك نباشيد!
پنجشنبه پنجم مهر 1386
بانکداری تحریف اقتصاد
بانک مادر تورم
کاوه مزدک می شود:
با تاریخ بانک و بانکداری و گونه های گونه گون بانکورزی آشنا هستید
و یا می توانید با نوشته گفتارهای بسیاری که فراوان است در رسانه های
گوناگون آشنا شوید اما نوشته گفتار بارباباباکاوه در اینجا چیز دیگری است که افزون
بر تازگی از راستینگی و کارآمدی معجزه انگیزی برخوردار است: به طوریکه
خواهید دید که چگونه :
(باربابابا بابایِ ... را در خواهد آورد!).
مزدک به چارسویی رسید و انبوه مردمان را دید که به ساختمانی بزرگ
می رفتند از مردی پرسید: ای مرد! این پرستشگاه یا کاخ بزرگ و باشکوه از کدام
فرمانرواست که این گونه مردم چون مورچگان بکاخش در رفت و آمدند؟
مرد گفت این کاخ نیست این بانک است.
مزدک گفت پس پول فرمانروای این کاخ است.و این کاخ پرستشگاه
پولپرستان !مرد گفت : نه! اینجا مردمان یا پول سپرده می کنند و سود
می ستانند یا پول وام می گیرند و سود می پردازند.
مزدک گفت پس در این پرستشگاه هم خدا و هم فدیه و نذر و
نذورات و هم اجابت و نعمت و برکت ، همه و همه يك چيزند: پول!!
ای مرد! آنکس که در این پرستشگاه سود می ستاند موریانه ایست که
پول خود را میجوَد! مردم امروزدر اين بانكستان پول مي نهند تا فردا زندگي را
گرانتر بخرند.
مرد گفت: اي مزدك اين بانك اسلامي است نه بانك كفار !
مزدك گفت: بانك بانك است ، عقود اسلامي عقودي ميان فردي است
يعني فرد با فرد؛ نه فرد با اجتماع يا اجتماع با فرد.
در اسلام و هيچ دين ديگر پديده اي به نام بانك و با كاركرد بانك
پيشبيني و سفارش نگشته! و در بسياري از دينها حتي وام پديده اي
منحوس و حرام شمرده مي شود. پس عقود اسلامي شامل بانكهاي
اسلامي كه مدعي اتكاء به آن را دارند نمي شود زيرا در عقود اسلامي
فرد با فرد قرارداد مي بندد و در برابر مقداري پول و سرمايه كه سرمايه دار
به سرمايه گير مي پردازد به درصدي در سود و زيان شريك و انباز مي گردند.
ولي بانك در اين ميانه نقش محلل را بازي مي كند. زيرا بانك به عنوان سرمايه گير
از سرمايه دار كه سپرده گذاران سودطلب يا جايزه طلب هستند پولي گرفته و قراردادي
بر طبق عقود اسلامي با آنها بسته ولي همين بانك در روي ديگري از فعاليت خود
اقدام به بستن قرارداد دومي مي كند يعني خود به عنوان سرمايه دار پول سرمايه دار
اول را در اختيار وام گيرنده كه سرمايه گير دوم به شمار مي آيد مي گذارد و خود
عقد اسلامي دومي با اين سرمايه گير دوم مي بندد. و در ضمن قرارداد در شرايط
ضمن عقد از مشتري امضا مي گيرد كه بانك در زيان مشتري شريك نباشد و همين
امضا را بانك دليل شرعي بودن قرار داد خود با وامگيرندگان مي داند. پس بانك
در رابطه ميان وام دهنده و وام گيرنده نقش واسطه اي پيدا مي كند كه با هر يك از
دو طرف مستقلاً عقد اسلامي بسته است. و اين رويه يعني تبديل دوطرف به سه
طرف در عقود اسلامي وجود ندارد. و ايجاد اين سه طرف در اقتصاد، عملاً يعني
ايجاد تضاد و تناقض در اقتصاد.
در يك اقتصاد سالم كه دو طرف عقد تجاري كه يكي كار و ديگري سرمايه
را تامين مي نمايد و براي مثال در تقسيم سود يا زيان ۵۰ درصدي كنار مي آيد
اگر واسطه اي به نام بانك وارد عمل بشود و با هر كدام از اين دو طرف
قراردادهاي مجزا و متقابل ببندد به طوريكه در مقابل سرمايه دار نقش
صاحب كار را بازي كند و در مقابل سرمايه گير نقش سرمايه دار اول
را بازي كند و تقسيم سود همان باشد كه بوده ، در نتيجه اين عقود دوبله شده
۵۰ درصد سود اضافي بردوش اقتصاد بازار بار خواهد كرد.
و اين يعني تورم و تناقض با عقود انفرادي زيرا بانك همان سودي
را در قرارداد دوم از وام گيرنده مي طلبد كه خود در قرارداد نخست
به سپرده گذار تعهد پرداخت داده است. و اگر واقعاً اين باشد پس گير
بانك چه مي آيد. و اگر قرار باشد همان سودي كه از مشتري خود مي گيرد
به سپرده گذار خود بپردازد عملاً بانك حمال شده است در حاليكه اين گونه
نيست . پس بانك براي رفع اين تناقض دست به شگرد پنهان و ناآشكاري
مي زند يعني بانك تورم مي زايد. يعني با بي ارزش كردن پول در عمل سهم
سپرده گذار يعني سرمايه دار عقد اولي را پوچ مي كند. هر چند سپرده گذار
در ظاهر سود مي ستاند ولي در واقع با نرخ تورم كه بانك ماماي آن است
افزون بر اينكه هيچ نمي ستاند بلكه مال باخته هم مي شود يعني به ازاي
هر ميزان پول در حساب، بانك به نفع خود بهره برداري كرده و سرمايه
سپرده گذار را بي ارزش و بي مزه مي كند. .....
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385
یارانه بنزین در شهر تهران
26/9/85
یارانه بنزین در شهر تهران 13 برابر بودجه محرومیت زدایی در
مناطق محروم است.
همه محرومین مناطق محروم که تا ابدالدهر از محرومیت زدایش نخواهند یافت باید یارانه بنزین ماشین سواری های تهران و دیگر شهرهای تهران آسا را بپردازند.
این یارانه های پراکنده و هر دم بیل
خمیر دندانها، سطل های ماست و... روز بروز کوچکتر می شوند و قیمتهایشان هم افزایش می یابد یعنی از دو سو افزایش قیمت را به خریداران خود نشان می دهند یکی با افزایش در قیمت خود و دیگر با کاهش در اندازه خود که یک جور افزایش قیمت به روش معکوس است.
این رویه کاهش در اندازه خود یک جور تبلیغات در جهت تشویق به صرفه جویی و کمتر مصرف کردن کمتر خوردن کمتر پوشیدن و کمتر نوشیدن و ... است. ایرانی تا می تواند باید خو کند به دادن پول بیشتر و مصرف کمتر.
پول بیشتر را هم باید با کار بیشتر بدست آورد. این کار بیشتر از ریشه همان برده داری نوین است. برده داری کهن صد شرف بر برده سازی کنونی دارد.
زیرا در آن برده داری برده در خانه و مسکن ارباب می زیست و خوراک و پوشاکش و حتی زن و فرزندش بر عهده ارباب بودند و او برای اربابش کار می کرد در اصل اربابان قدیم نوکر برده بردگان خود بشمار می آمدند.
در حالی که برده های نوین مجبورند خود اجاره بهای منزل خود را بپردازند و شکم خود و زن و بچه خود را با عرق جبین خود سیر کنند و کنار آن خدمات و کارش را به اربابها ارائه دهد.
اربابهای کنونی برده را فقط برای زمان محدودی که به کارش نیاز دارند فرا می خوانند و سپس او را به حال خود رها می کنند.
برده داری نوین اینست. اکثراً به قرآن خرده می گیرند که برده داری را به رسمیت شناخته است در حالیکه قرآن این نوع برده داری را مد نظر قرار داشته است که تا قیام قیامت پایدار خواهد ماند.
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385
گرانی ها را کنترل کنید
27/10/85
نمایندگان مجلس : گرانی ها را کنترل کنید
11 نماینده مجلس شورای اسلامی اقدام فوری برای جلوگیری از سیر گرانیهایی بی رویه را بخصوص مایحتاج عمومی و غذایی و مهار افزایش قیمتها را خواستار شدند. این نمایندگان با تذکر به وزیر بازرگانی این موضوع را مطرح کردند. ندیمی نماینده لاهیجان نیز در تذکر به وزیر بازرگانی پیگیری علل گرانبهایی اخیر کالا و خدمات را از جهت های مختلف بانکی، پولی، مدیریتی، اقتصادی ، سیاسی، عرضه و تقاضا خواستار شد.
وی همچنین علل افزایش قیمت مسکن از لحاظ هزینه تولید ، افزایش حقوق و دستمزد، سیاستهای پولی؛ کمبود تولید و نوع پرداخت وام های مسکن را به وزیر مسکن و شهر سازی تذکر داد.
27/10/85
حداد عادل، مجلس پیگیر گرانی اخیر است
رئیس مجلس گفت: مجلس با دقت موضوع گرانبهایی اخیر را بویژه گرانی مسکن پیگیری می کند. غلامعلی حداد عادل در یازدهمین نشست خبری خود گرانی مسکن را بیش از بقیه اقلام تعجب انگیز دانست و افزود: دولت نیز به سیر صعودی قیمت مسکن اذعان دارد.
وی گفت: اگر آنگونه که دولت اعتقاد دارد دست هایی پنهان در گرانی مسکن دخیل هستند و عمداً می خواهند با افزایش کاذب قیمت نارضایی ایجاد کنند باید جلوی آنها گرفته شود. و نمایندگان مجلس افزود: شیوه نگرش مجلس به گرانی مسکن کارشناسانه است و نمایندگان در پی کشف ریشه ها هستند. حداد عادل همچنین استرداد لایحه مدیریت خدمات کشوری از طرف دولت را تایید کرد و گفت: دولت نگران بار مالی این لایحه است و مجلس هم مایل نیست قانونی تصویب کند که بار مالی آن بیش از توان دولت باشد.
قانون مدیریت خدمات کشوری تصویب شد
مجلس شورای اسلامی قانون مدیریت خدمات کشوری یا همان نظام هماهنگ پرداخت حقوق و دستمزد را برای 5 سال به طور آزمایشی تصویب کرد. در جلسه علنی امروز مجلس شورای اسلامی پیشنهاد مدت اجرای آزمایش این لایحه یا 134 رای موافق و 25 رای مخالف و 7 رای ممتنع به تصویب رسید. این لایحه که خرداد 84 به مجلس ارائه شده بود بر اساس اصل قانون 85 قانون اساسی در کمیسیون مشترک رسیدگی کننده به تصویب رسید و پس از انصراف دولت از استرداد آن امروز مدت اجرای آزمایش آن رای گیری شد، ولی به جای پیشنهاد 7 ساله کمیسیون مشترک پیشنهاد 5 ساله یکی از نمایندگان برای اجرای آزمایشی آن تصویب شد.
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385
رشد 23 هزار میلیارد
17/11/85
رشد 23 هزار میلیارد تومانی نقدینگی بانک ها
وزیر کار و امور اجتماعی گفت: بانکهای کشور امسال 23 هزار میلیارد تومان رشد نقدینگی داشته اند.
جهرمی عصر دیروز در جلسه کارگروهی اشتغال و سرمایه گذاری استان قم گفت: رشد نقدینگی بانک ها باید برای تولید کالا باشد و سهم تسهیلات بنگاههای رشد نقدینگی بانکها باید برای تولید کالا باشد و سهم تسهیلات بنگاههای کوچه اقتصادی زود بازده کارشناسی شده نیز مشخص شود. وی رفع بیکاری را از دغدغه های مهم دولت خواند و گفت: بیش از 3 میلیون نفر بیکار که باید در برنامه سوم توسعه شاغل می شدند، به برنامه چهارم تحمیل شوند.
دیدگاه: 3 میلیون یا 30 میلیون
احتکار پول در بانکها مرا که مزدکم یاد احتکار گندم در انبارها در زمان ساسانیان می اندازد که به فتوی من مردم انبارها را گشودند و خود را سیر کردند اکنون وزیران فتوی می دهند که خود بانکها پول را به مردم بدهند؟
آیا همه وزیران مزدک شده اند؟
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385
نامه 180 نماینده مجلس
27/10/85
نامه 180 نماینده مجلس به رئیس قوه قضائیه
180 نماینده مجلس در نامه ای به رئیس قوه قضائیه برخورد قاطع این قوه را با مفاسد اجتماعی و متعدیان به حقوق بانوان به ویژه مفاسد باندی خواستار شدند نمایندگان مجلس در این نامه با اشاره به اینکه این مسائل عفت عمومی و امنیت اجتماعی و خانوادگی را به شدت متزلزل و جامعه را از جهات اخلاقی با ناامنی روبرو کرده تصریح کردند: عدم برخورد قاطع و سریع ، شرارت افراد فاسد را افزایش خواهد داد. لذا باید با برنامه ریزی و رفع نواقص قانونی و وضع مقررات لازم و اجرا کردن قانون، از اشاعه و گسترش این مفاسد جلوگیری کرد.
180 نماینده امضاء کننده این نامه ضمن اعلام آمادگی برای تدوین و وضع قوانین لازم ، حمایت خود را از اقدام دادسراها و محاکم در صدور کیفر خواست و حکم اعدام برای گروهی از افراد دستگیر شده که به باندهای سازمان یافته فساد وابسته هستند، اعلام کردند.
دیدگاه:
اگر این خبر در کنار خبر مربوطه به عکس العمل نماینده مجلس در قبال گرانی ها بنگرید آنگاه تعجب خواهید کرد. آنجا فقط 11 نماینده در برابر گرانی های بی رویه به خصوص مایحتاج عمومی و غذایی مردم واکنش نشان داده اند و واکنش این عده نیز فقط به تذکر به یک وزیر محدود شده است در حالی که به موضوع مفاسد اجتماعی 180 نماینده همان مجلس در همان تاریخ واکنش نشان داده اند. در حالی که گسترش مفاسد اجتماعی در جامعه معمولی است که علت آن همان گرانی های بی رویه است که بسیار کمتر واکنش نمایندگان را بر انگیخته است. علمی تر و سنجیده تر آن است که این 180 نمانیده محترم در عدم واکنش کوبنده خود به گرانی بی رویه تجدید نظر کرده و همان صدور کیفر خواست اعلام را برای گسترند گان مفاسد اقتصادی و گرانی پروران جامعه را توصیه و قانونمند کنند. باور کنید با ریشه کم کردن فاسدان اقتصادی و تبدیل گرانی های بی رویه زمینه مفاسد اجتماعی نیز خشکیده خواهد شد و کمتر کسی برای تامین مایحتاج زندگی مجبور به تن فروشی خواهد شد. به همراه گران شدنهای بی رویه ، ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و انسانی و تربیتی و وجدانی نیز آنچنان گران می شود که دیگر کسی توان تهیه و نگهداری و استعمال آنها را در زندگی خود نخواهند داشت و جامعه از روح انسانی خود تهی خواهد شد.
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
20/10/85
روزنامه گوندلیک آذربایجان
یک کارشناس محلی، گرانی در جمهوری آذربایجان را چپاولگری خواند.
دیدگاه : دولتهایی که مردمش را چپاول می کند.
روزنامه اعتماد ایران : در هنگام گرانی ها همه ما را تنها می گذارند و فاسدان اقتصادی به ریش ما می خندند.
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
4/11/85
90 درصد آلمانی ها به زندگی امید ندارند
بیش از چهار و نیم میلیون خانواده آلمانی بدهی های سنگین دارند. گزارش موسسه خدمات مالی آلمان نشان می دهد پنجاه درصد افراد بدهکار در این کشور را بیکارانی تشکیل می دهند که دوره های کار آموزی نگذرانده اند و امیدی به اشتغال آنها نیست. متوسط بدهی در خانواده های بدهکار آلمانی 28 هزار یورو است. نود درصد ساکنان شرق آلمان امیدی به بهبود وضع زندگی خود ندارند.
دیدگاه: کجایی هیتلر ببینی که این یورو چه بر روز هم نژاد هایت آورده و استعارگران بانکدار یورو پرست چه آپارتاید اقتصادی براه انداخته اند نظام برده ای و برده سازی بانکی مبارک!
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
13/11/85
یارانه سوخت 38 هزار و 788 میلیارد تومان است. یارانه های سوخت امسال 38 هزار و 788 میلیارد تومان هزینه به اقتصاد کشور تحمیل می کند. به گزارش خبرگزاری فارس، وزیر امور اقتصادی و دارایی اعلام کرد: بر اساس تحقیقات انجام شده در سال 84 متوسطه مصرف بنزین در کشور روزانه از 67 میلیون لیتر فراتر رفت و سالانه به 24 هزار و 470 میلیون لیتر رسید . دانش جعفری گفت: در این سال بهای فروش هر لیتر بنزین 80 تومان و قیمت تمام شده بنزین وارداتی به طور متوسط 341 تومان بود. وی افزود: میزان متوسط مصرف بنزین امسال روزانه به 5/73 میلیون لیتر رسید و پیش بینی می شود کل مصرف بنزین تا پایان سال به 26 هزار و 844 میلیون لیتر برسد.
8/10/85
یک فرانسوی در مصاحبه با گزارشگر تلویزیونی می گفت:
100 یورو یعنی 650 فرانک مادر آنزمان سه برابر حالا خرید می کردیم.
دیدگاه:
تورم در اروپا با رواج یورو این حقیقت آشکار می سازد که استعمارگران اروپایی با تشکیل اتحادیه اروپا و رواج پول واحد اروپایی درصد استعمارگر خود اروپائیان هم هستند. استعمار دو گونه است:
1. استعمار خشک
2. استعمار تر = خیس.
استعمار خشک ویژه اروپائیان مانند انگلیس و فرانسه است.
با بالا بردن تورم و گرسنه کردن مردم دارایی های آنها را چپاول می کنند و ملتها را فقط می گویند استعمار تر استعمار آمریکایی است که برای دوشیدن مردم آنها را خوب سیر می کند.استعمار اروپایی به سرکردگی فرانسه در خاورمیانه خود را با قالب اروپایی اتحادیه اروپا نشان می دهد برای چپاول منابع نفتی رقابت میان اروپا ( فرانسه) با آمریکا بصورت جنگ یخ زده ای جریان دارد مستعمرات سابق فرانسه سوریه و لبنان را در برابر اسرائیل منادی اتحاد اسلامی هستند.مداخلات پنهان فرانسه در ناآرامیهای عراق خبر از اشتهای این استعمارگر کمتر شناخته شده برای نفت دارد. مستعمرات سابق انگلیس اردن، عربستان، مصر بدون درگیری با اسرائیل هستند دم از اتحاد جهان اسلام و مسلمانان بازی با واژگان است با بازی واژگان نفت می دزدند و جان می ستانند.
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
21/11/85
نقدینگی کشور 108 هزار میلیارد تومان شد. مقدار نقدینگی کشور در مهر امسال به بیش از 107 هزار و 883 میلیارد تومان رسید.
به گزارش بانک مرکزی ، این مقدار نقدینگی نسبت به مهر پارسال 35 درصد افزایش نشان می دهد. مقدار نقدینگی نسبت به ابتدای سال جاری هم 17 درصد بیشتر است و مقدار نقدینگی در پایان شهریور امسال 105 هزار و 996 میلیارد تومان بود.
شنبه بیست و هفتم آبان 1385
کاوه آهنگر قصد دارد به
مناسبت آغاز هفته
بانکداری در اروپا ، بانک خود را
بنام Non Money Bank افتتاح کند!
ایده بانک بدون پول نخستین
بار است که رو می شود.
شاید شما گمان کنید که
در این بانک ممکن است
کارت اعتباری به جای پول
بکار برود. ولی اینگونه نیست؛
در Non Money Bank از
هر پول و هر گونه کارت
اعتباری پولی خبری نیست ؛
سپرده گذاران این
نوین بانک از چیز دیگری به جای
پول بهره خواهند گرفت.
آیا شما می دانید ؟
2/9/85
موضوع را کمی بیشتر وا می کنیم تا یک راهنمایی داده باشیم بجای پول از چه چیز افراد میشود برای ایجاد اعتبار برای خود استفاده کرد دارایی های یک شخص بهترین گزینه است. دارایی هایی که به چند گونه تقسیم می شود از استعدادهای توانایی های او گرفته تا آنچه را که بطور طبیعی مالک است. هر شخص همانند یک معدن است که نیاز به استخراج دارد. بسیاری حتی خبر ندارند که چه معدنی هستند و چه دارایی هایی را دارند یکی مخترع ومبتکر است، یکی هنرمند، یکی زیبا، یکی شاعر، یکی ...... همه این ویژگی ها را در جامعه داریم. در حالت ایده این قضیه ممکن است یک شخص هیچی نداشته باشد و فاقد هرگونه دارایی ذاتی و درونی و بیرونی باشد. ولی باز هم او دارایی ها را مالک است. کافی است ببینیم او در کجا زندگی می کند. این شخص در کشوری زندگی می کند از نظر سیاسی تبعه آن کشور بحساب می آید خودبخود یکی از مالکین آن کشور است یعنی اگر مساحت و پهناوری یک کشور فرضی را 100000 متر تصور کنیم و جمعیت آن را 1،000،000 نفر فرض کنیم آنگاه این شخص ندار ما صاحب یک متر از این کشور می باشد و افزون بر آن صاحب 1 مهم از 1،000،000 متر مربعی می باشد. پس آنچه که باعث شده تا این شخص به ندایی برسد تنها این بوده است که دیگران مهم او را در نظر نگرفته اند و با انواع و اقسام ترفندها و کلک ها او را بی نصیب و مهمتر از آن بی خبر از حقوقش نگه داشته اند. نگاه سنتی به پدیده دولت در جوامع کنونی بشر باعث این پدیده هاست . یعنی دولت را بعنوان رسیدن یک قوم غالب به حکومت و تسلط بر دیگران است. این قوم غالب همه چیز را به نفع خود و اصحاب و اقمار خود ضبط می کند و الباقی باید دوشیده شوند، در قدیم با زور شمشیر بود اکنون با تزویر و نیرنگ.
کتاب :نهضتهای انبیاء ، نویسنده : جلال الدین فارسی، ص ۴تا۱۸ :
انبياء و مكتبشان:
نهضت ها ئي كه پيامبران خدا به قصد خوشبختي توده بشر برانگيخته اند بيش از آنكه جنبه نظامي بگيرد جنبشي عقايدي _ سياسي بوده است .عمليات نظامي انبياء (ع) با پيروانشان نتيجه طبيعي نهضتي عقايدي _ سياسي بوده كه ايشان براي حصول مقصود برضد مخالفين توده ، به پا مي كرده اند.
از اينرو ، عقايدي كه آنان به بشر آموخته اند و حربه قاطع سركوبي خصمشان به شمار
مي آمده و مكتبي كه توده ها را در آن مي پرورانده اند بمثابه مهمترين عامل تاريخ فعاليتهاشان محوب است . اديان آسماني يا دروس مكتبي كه پيامبران تاسيس كرده اند متضمن يك نوع جهان بيني و جامعه بيني است كه شالوده تفكرات آدمي را برهم ميزند و تغييراتي ژرف درجامعه او پد يد مي كند.
توحيد اساسي ترين اصل اعتقادي اديان آسماني و نخستين درس مكتب انبيا ءعليهم السلام است.
اين اصل اعتقادي همانند ساير اصولي كه پيامبران به بشر تعليم داده اند انسان را از حيث رفتار اجتماعي ، و جامعه را از لحاظ ساختمان و مناسبات داخلي و خارجي دگرگون مي سازد . جا معه ئي كه افرادش موحدند از حيث ساختمان وسياست با ساير اجتماعات، تفاوت فاحش دارد . بر اثر موحد شدن مردمي ،در سازمان جامعه شان انقلابي عميق ومبنائي رخ مي دهد . چرا چنين است؟
تحرك و دگرگون سازي ايده توحيددر چيست؟
از توحيد معمولا فقط خالق پرستي را مي فهمند ، حال آنكه توحيد عقيده اي است چند بعدي و كلي كه منظره عمومي جهان و جامعه را مي نمايد .
نه تنها رابطه طبيعي و علمي انسان رابا هستي معلوم مي دارد بلكه روابط
سياسي _حقوقي _ اقتصادي وي را نيز مشخص ميگرداند . عقيده بستن به توحيد مستلزم آن است كه انسان ، خالق جهان را كه مقنن و حاكم و مالك اونيز هست بپرستد وجز او را نپرستد.
نفي ساير معبودات در شعا لا اله الا الله مقدم بر اثبات معبود بودن آفريدگار است .
اين معبودات هيچگاه در ميان خلق به جلوه آفريدگار ي تظاهر ننموده اند بلكه همواره اقتدار و شوكت حكمراني را عامل واداشتن ديگران به پرستش خويش ساخته اند .
به همين سبب نفي حاكميت ها و ابطال موقعيت سياسي حكمرانان در اصل توحيد مؤكد تر است از نفي آفريدگاري و آفريدگاران چنانكه پرستش خالق نيز مستقيما از لحاظ آفريدگار ي نيست بلكه از نظر حاكميت مطلقه او مي باشد.
گو اينكه حاكميت پروردگارحاصل آفريدگاري ذات بي همتاي اوست.
در آيه شريفه "ان الحكم الا لله ، امرالا تعبدوا الا اياه ذلك الدين القيم" (يوسف 40) ( حكومت جز از آن پروردگار نيست ) فرمانداده كه جز اورا نپرستيد دين واقعي و ارزنده يعني همين ، به وضوحي هر چه كامل تر مشاهده ميشود كه پرستش انحصاري پروردگار ناشي از حكومت مطلقه و انحصاري ائست و دين ارزنده و حقيقي اش يعني يكتا پرستي و
پس توحيد علاوه بر يگانگي آفريدگار ويكتائي معبود وحدت حاكميت را نيز مي رساند ومردود شمردن حاكميت غير خالق در راءس مفاهيمي است كهاز شعار"لا اله الاالله " توسط عقل دريافت مي گردد.
ايمان به توحيد با اين تعبير عبارت است از عقيده يافتن با اينكه حكام و قانو گذاران خود كامه وامپراطوران و ارباب زورو اقتدار سياسي را شايسته پرستش وستايش ندانيم واصولا آنها را صاحب حق حكومت كردم و قانون گذاشتن نشماريم ومعتقد گرديم كه يگانه مرجع جهت تعيين قوانين جامعه و رويه زندگاني ما آفريدگار جهان است كه اين عمل را از راه لطف و ارحام توسط انبياء وبه صورت اديان آسماني به انجام مي رساند.
پس مطابق اساسي ترين معتقدات اديان آسماني كه تعمين كننده سعادت بشر و ترقي او هستند سلطه مقننه ، سلطه حاكمانه ، و حق امپراطوري از آن خالق هستي است وهر كه داعيه تصاحب اين سلطه هارا داشته باشد دعوي الوهيت كرده وهر كس بت، درخت حيوان يا انساني را داراي با سلطه حاكمانه ومقننه بداند مشرك و مستوجب دوزخ است .
چون بشر فطرتا اراده دارد و ميتواند ، خوب يا بد، دادگستر ، يا ستمكار، نيكوكار يا تبهكار باشد ،وهر فردي هر چند متصف به فضائل اخلاقي باشد با زمايه خود خواهي سود جوئي و ترجيح دادن نفع شخصي بر حق ديگران در وجود او هست نمي تواند مناسبات عادلانه اي را براي جامعه ويك رفتار اجتماعي پسنديده را جهت افراد تعيين كند ودراين كارطبعا جانب خويشتن يا طبقه و گروه مخصوصي را به زيان ديگران يا اكثريت خواهد گرفت ناچار خالق عادل و حكيم گيتي خود عهده دار اين امر گشته و توسط انبياءكه پاك ترين انسانها ودارندگان عقل و وجدان سليم اند ومعصوم مي باشند به انجامم رسانيده است . " خدا تعيين كننده مناسبات اجتماعي ما و حاكم بر اعمالو رغتا ماست و او بهترين فرمانروا است " ( اعراف : 87 ) در طول تاريخ حكام و طبقات حاكمه را ميبينيم كه مدعي ساطه حاكمانه شده و با نهايت خودكامگي خشونت به حق قوانين
ضد انساني پرداخته و اراد ه قهر آميزشان را بر مردم زير دست ، تحميلف كرده اند .توحيد ابطال سلطه حاكمانه چنين جابران و اختصاص دادن آن است به صانع گيتي .
بديهي است وقتي قوانين خدائي بر جامعه حكم روا گرديد و اوامر هوس آلود مستبدين و ستمگراني كه به زور بر مردم مسلط شده اند حاكم نبوده، يك بي عدالتي و بي ساماني وحشتناك خاتمه يافته است از اين رو چون سلطه حاكمانه و حق قانون گذاري و فرمانده اي بوالهوسانه از جباران خود راي به خداي عادل حكيم انتقال يابد عادلانه ترين مناسبات اجتماعي بر قرار ، نيكوترين قوانين وضع و شايسته ترين حكومتها مستقر مي شود . " آيا خدا خردمند ترين حاكم نيست "( التين _ 8)
چرا، فرمانروايي خدا عادلانه ترين و حكمت آميز ترين فرمانروائي هاست .
خداوند در قرآن مجيد درمقام مقايسه حاكميت عادلانه اش با حاكميت هاي بيداد گرانه ادوار سياه تاريخ بشر ميپرسد: "حكومت دوره جاهليت را مي خواهند ؟ كيست كه از خدا بهتر حكومت كند؟ "( مائده _55)
يا مي فرمايد :" آيا خدا خردمند ترين حاكم نيست " يا " او بهترين حكومت كنندگان است" ( اعراف _ 85 يونس _ 109 يوسف _ 80)
ديگري را صاحب حاكميت پنداشتن و حق قانون گذاري بلا شرط را به او متعلق انگاشتن يكي از جلوه هاي شرك مي باشد ، زيرا توحيد نفي شرك جستن ديگران در سلطنت خدائي است :" ولم يكن له شريك في الملك " ( اسراء) ( اورادر سلطنت شريكي نيست )
سلطه مالكانه
حكام زورمند همواره نه تنها مدعي سلطه حاكمانه اند بلكه مدعي سلطه انحصاري مالكا نه نيز هستند . در قديم كه كشاورزي راه عمده معيشت و توليد بود، وزمين زراعتي سرمايه پرقيمت اينكار و از اهم وسايل توليد به شمار ميرفت طبقات حاكمه تملك آنرا به خود مخصوص
مي داشتند وتوده دهقانان را اين حق نميدادند .
در دولت هاي مدني هعد باستان و در اروپاي قرون وسطي ، طبقات حاكمه كه از نظر عده ، بسيار معدود بوده اند مالكان منحصر اراضي به شمار مي رفتند ، چون يك تن را از ميان خويش به سلطنت نشانده ملكش نام مي دادند مالكيت سرتاسري اراضي بدو تعلق مي گرفت، واشرلف ظاهرا با اجازه بر سهم خود مالكيت مي يافتند از اين جهت ملك ومالك همچنين ملوكيت و مالكيت به يك معني بود وسلطنت تسلطي بود بر رعايا و واراضي و مايملك .
اگر در تاريخ مي خوانيم كه چون سفير كارتاژ بسناي روم وارد شد آنجارا " انجمن ملوك" يافت بدان سبب است كه سناي روم انجمن اشرافي بود كه حق انحصاري مالكيت داشتند و دهها ميليون دهقان و پيشه ور رومياز چنان حقي محروم بودند .
ملوك مذكور همان رؤ ساي خانواده هاي قبائلي بودند به اتكا خود سلحشوري و قدرت نظاميانشان بر قبائل و اقوام هجوم برده اراضي شان را متصرف ومالك مي شدند و خودشان را به بردگي گرفته در مزارع به نام رعايا به دهقاني مجبور ميكردند مقلوبين كه قبلا مالك و آقا و عزيز بودند بر اثر شكست نظامي به مذلت بردگي برزگري مينشستند . قرآن مجيد آنجا كه از زبان بلقيس سخن مي گوبد يك واقعيت تاريخي و اجتماعي را بيان ميدارد :"ان الملوك اذا دخلوا قريه افسدو ها و جعلوا اعزه اهلها اذله و كذلك يفعلون "(النمل _ 34) ( يعني ملوك چون به مدينه ئي وارد شوند آنجارا فاسد مي كنند و اهالي عزيز آن سامان را به خاك مذلت مي نشانند و از اين قبيل اعمال انجام مي دهند .
مطالعه تاريخ قديم بر ما مسلم مي نمايد كه در سراسر دنيا هرجا طبقه حاكمه ئي مدعي مدعي سلطه حاكمانه و مالكانه بوده قومي است بيگانه و رزم آور كه قالبا به زوراز راه غلبه بر بوميان سرزميني مسلط گشته و حكومت خودرا كه اقليتي بيش نبوده بر اكثريت دهقان تحميل نموده و حق مالكيت را مقدس انگاشته و منحصر به خود دانسته است ،اين حق مالكيت ،كم كم از زمين مزروعي فراتر رفته وبر زارعين نيز شامل شده است ، به همين علت ، ملوك ، خودرا مالك زمين و مردم مي پنداشتند وبرجان و مال و نواميس رعايا به دلخواه دخل و تصرف ميكردند اين تصورات و عقايد نيز شرك آميزو مردو.د است هر كس بدان معتقد گردد مشرك به حساب مي آيد توحيد يعني خالق عالم راهستي و خود بدانيم آسمانها و زمين و آدميان را ملك مطلق آفريننده آنها بشناسيم و هيچكس را در مالكيت مطلقه او شريك نپنداريم
"له ملك السوامات والارض ولله الملك " و آيات مكرر و متعدد جملگي مبين همين معني هستند و ميرسانند كه مالكيت مطلقه از آن خدا بوده و فقط اومالك حقيقي است ، آنچه در دست ما ميباشد امانتي بيش نيست وبر آن مالكيت مطلقه و بدون قيد و شرط نداريم در آن نميتوانيم تصرف كرد.
بلكه بايد آنرا به مصارف خاصي برسانيم كه خدا يعني مالك حقيقي آنها ، معين كرده است . مفهوم مالكيت در اسلام يا مكتب انبياء (ع) از زمره مفاهيم ويژه يي است كه به خاطر تعديل مناسبات اقتصادي شرافتمندانه شدن راه مهيشت و والا منشا نه گرديدن درك آدميان از ثروت و اموال ابداع شده است مالكيت در مفهوم اسلامي آن بلا قيد و بدون حدود نه مشروط نميباشد ، رابطه يي است به منظور بر آوردن نيازمنديهاي مالك در مرحله نخست و ديگران در مراتب بعد.
اسلام رابطه مالك رابا ملك شئ محترم مي شمارد ولي بمحض اينكه منظور از مالكيت كه رفع نياز ضروري اوباشد حاصل گرديد ، تقريبا مقيد به تصرفاتي خاص ميشود كه به مصالح جامعه نزديكتر است
تا مصلحت شخصي وي. مالك در نظر اسلام بيش از هر چيز به امانت دار خدا و وكيل جامعه مشابهت داردورابطه اش با شئ تسلط وتملك مطلق نيست ، مالكيت او به جاي آنكه حق باشد وظيفه است .
مالكيت بر اموال ، به طور كلي ، حق جامعه است آنهم حقي مشروط ، جاكعه خودرادراين عمل قائم مقام خدا مي باشد كه مالك همه اشياء و امور است .
جانشيني مادر تملك اشياء از طرف خدا وتوليت ما در اين امر ، حقيقتي است بارز و متقن كه نص و سنت بر آن دو شاهد عدلند و دو حاكم راست.خداوند در قرآن حكيمش ميفرمايد
" آمنوا بالله ورسوله وانفقوا مما جعلكم مستخلفين فيه .به خدا و ميامبرش بگرويد واز آنچه نسبت به آن جانشين او هستيد انفاق كنيد . نص آيه به قدري كه براي درك حقيقتي كه بيان داشتيم نيازي به توضيحش نميبينيم وآن اينكه اموال موجود در دست ما اموال خدا است و ما مالك آن نيستيم بلكه نسبت به آنها سمت توليت و قائم مقامي خداراداريم . در آيه ديگر ميفرمايد :" آتوهم من مال الله الذي آتاكم"( نور_ 33) به آنها از مال خدا بدهيد از ماليكه بشما داده . از اين آيه كريمه ميفهميم که ما را موظف کرده به آنها منتقل کنیم در حدث شریف نیز آمده است که : ثروتها مال خداست تنگ دستان معاش گیران خدایند و توانگران امانت داران او ( المال مال الله و الفقراء عیال الله و الا غنیاء امناء الله ) وظیفه بودن تملک اسلامی و ماهیت تولیتی آن در شرایطی که اسلام جهت تصرفات و انتفاع از مایملک قائل شده بوضوح نمودار است . مالکیت برعین جز با وقتی حقوق دوگانه اخیر مشروط باشند شکی در مشروطیت مالکیت بر عین باقی نخواهد ماند . اسلام گسی را وظیفه دار مالکیت می شناسد که اهلیت تصرف ئ صلاحیت انتقام خردمندانه را داشته باشد و گرنه مالکیت را از وظیفه تملک او خارج می سازد و جامعه یا سازمان یا اشخاصی را که بنمایندگی عموم متصدی توانند گشت عهده دار وظیفه مالکیت میگرداند . چنانکه وظع در مورد سفیهان همینگونه است : اموال تان را که خدا وسیله اقامه زندگی اجتماعیتان قرار داده به سفیهان نسپارید با بهره یی از آن بخورانید و بپوشان ( نساء – 5 ) در این آیه اموالی که ظاهرا در تملک سفیهان قراردارد اموال عمومی جامعه اسلامی شناخته شده که وسیله ادامه حیات شان می باشد حق تصرف منوط ه رشد عقلی و اهلیت انجام وظیفه تملک گشته و تصریح گردیده است که هر گاه مالک از این دو عاری بود وی را حق تصرف که نتیجه طبیعی مالکیت بشمار می آید نخواهد بود .
مالکیت این وظیفه اقتصادی اسلامی با ان شکل مشروط و مقید بمصالح جمعی مسلمین شده است .
در آيه ديگر مي فرمايد : و في اموالهم حق للسائل و المحروم ( الذاريات 19 آيات 24 و 25 و سوره معارج نيز همين مضمون است ) يعني بينوا و محروم در اموال توانگران ذيحقند . با اين وصف حق مالكيت توانگران براموالشان مطلق نمي تواند بود و گرنه چگونه حقي در داخل حق مالكيت مطلقه ايشان ممكن است وجود پيدا كند ؟
مشروط بودن حق مالكيت در اسلام و تلقي آن به عنوان يك وظيفه در همه موارد حقوقي نمودار است .
مثلا چون محتكر يكي از شروط حتمي حق مالكيتش را كه رعايت مصالح عموم و تامين نياز مندي آنان باشد نديده بگيرد مالكيت وي محترم نخواهد بود و قانونا نقض مي گردد .
حق مالكيتي كه در حقوق رومي و آيين هاي حاكمه مدينه ها ي اشرافي قديم بود واكنون قوانين اساسي كشورهاي اروپا و امريكا و غيره آنرا به ارث برده اند برخلاف مالكيت اسلامي مطلق اس و حتي مالك مي توانست به استنادش ملك خود را نابود كند اما مسلمان حق ارتكاب چنين كاري را ندارد . از بين بردن خود سرانه املاك و اشيا از بين بردن نعمت خدا و خيانت د ر امانتي است كه خدا به وي سپرده است توليت مسلمانان بر اموالشان به قدري بديهي و چنان وابسته به عقايد مذهبي ايشان مي با شد كه يكي از بزرگان اسلام مي گويند هر كس خود را مالك حقيقي دارائيش بداند مشرك است .
پس توحيد فقط اين نيست كه جهان را داراي يك خالق و يك حاكم و يك مقنن بدانيم بلكه اين نيز هست كه گيتي را داراي يك مالك بدانيم و نه خويشتن و نه هيچكس را مالك حقيقي و مطلق هيچ شيئي نپنداريم در روابط اقتصادي با انصاف بگرائيم تا تصرفاتمان در اشيا مايه خشنودي آفريدگار و صاحب اصلي اشيا باشد .
به اين ترتيب دانستيم كه مفهوم سياسي توحيد و يكتايي حاكم و مقنن به استبداد و مظالم سياسي خاتمه مي دهد مفهوم اقتصادي آن و يگانگي مالك جهان به استثماروستم اقتصادي پايان مي بخشد و اعتقاد به چنين جهان بيني تا اعماق جامعه نفوذ مي كند و در سازمانش تغييرات اساسي پديد مي آورد .
می بینید آنچه قرآن را تحریف کرده زیادت طلبی عده ای است به آسانی می توان مشکلات اقتصادی را بر طرف کرد ولی آنچه مانع است نظام پیوسته اقتصادی کنونی جهان است همه نظامهای اقتصادی از اساس فاسد و بی بنیان هستند. ولی این نظامهای اقتصادی اقتصاد دانایی پرورش می دهد که انواع کتابها چاپ می کند استاد پروفسور هستندو مصاحبه ها و میزگردهای تلویزیونی دارند و به انواع کلکها آنچنان مسائل را پیچیده می کنند که آدمهای اسیرافسون نظام اقتصادی آنان می شود ولی این افراد همانند ساحران دربار فرعون ها می باشند که حافظ منافع طبقه حاکمه هستند و وظیفه آنها سحر و افسون طبقات پایین تر است تا در رخوت بمانند. نظامی های کنونی اقتصادی فرسوده، کهنه و سوراخ سوراخ شده توسط موشهای موذی است اقتصاد از یک لوگو کودکانه ساده تر است از یک مارپله بچگانه هم ساده تر است. حتی از 2+2 هم ساده تر ، ولی چرا اینقدر پیچیده اش کرده اند ؟ برای اینکه 1. مهم طبیعی از 1000000 مهم آن شخص ندار مثال ما را از او بگیرند و او را حالی اش نشود. به همین سادگی، اقتصاد دان یارانه نیست. چرا افراد ندار باید یارانه ای دریافت کنند ( در ظاهر) که هیچ استفاده ای از آن نمی توانند بکنند و در نهایت این یارانه گیر دیگران بیاید. بهترین راه تعریف سهم افراد از کل دارایی های یک کشور است یعنی همانگونه که در صدر اسلام همه افراد جامعه اسلامی از بیت المال سهم دریافت می کردند اکنون هم سهم هر کس به او پرداخت شود آنگاه در قبال هر چه که نیازبه استفاده دارد قیمتش را بپردازد عدالت یعنی این. یک مثال :
اشخاص این اجتماع اگر دارند سوبسید آموزش پرورش را می پردازند تا فرزندان دیگران استفاده کنند و یا سوبسید بنزین می پردازند تا ماشین دیگران بسوزاند. یعنی این دولت نیست که سوبسید می پردازد بلکه این سوبسید هزینه ای است که کل افراد جامعه می پردازند تا فقط قشرو طبقه خاصی از آن برخوردار شوند. چراباید چنین باشد. در این تعریف:هر کس با دریافت سهم واقعی خود از اجتماعی که در آن زیست می کند آنهم به صورت نقدی. اگر کسی می خواهد در مشاغل دولتی مشغول به کار شود باید بهای آنرا بپردازد یعنی چون او می خواهد در قبال به استخدام در آمدن ملت از این ملت حقوق دریافت کند. پس این یک امتیاز برای اوست که دیگران از آن محروم مانده اند پس بدیهی است که باید بخشی از سهام و دارایی طبیعی خود را با عنوان مالیات به ملت ( دولت) بپردازد و دولت به عنوان نماینده و خدمتگزاری که در استخدام ملت است آنرا به همراه سایر درآمدها بر سر همه افراد ملت تقسیم کند. و سپس هر کس بهای واقعی نیازهایی را که دارد بپردازد. و بدین ترتیب ترفندی بنام سوبسید و یارانه یا بخشی بنام دولتی و خصوصی برچیده خواهد شد زیرا این پدیده ها جز فساد وسایش سرمایه های مردم فلسفه دیگری ندارد.
در ایده ما یک کشور از نظر اقتصادی همچون یک شرکت دارای چند میلیون عضو
می باشد و اتباع این کشور سهامداران این شرکت و دولت مدیر عامل این شرکت و
سایر سازمانها و مجامع قانون گزاری هیات مدیره این شرکت خواهند بود. و سرمایه
این شرکت کلیه منابع و سرمایه های موجود در این کشور خواهد بود.و بدیهی است
که کلیه درآمدها و سودها و زیانها و هزینه ها همچون یک شرکت معمولی باید بر سر
تمام اتباع این شرکت بزرگ تقسیم شود. این ایده را ما بازهم در زیر پرورش خواهیم
داد. و به انطباق آن با دولت اولیه اسلامی در زمان بانی اسلام در عربستان خواهیم
رسید.
یک کشف شگفت ویک نویافته ناگفته ازکاوه:
آنچه تاکنون پنهان مانده است سرشت حکومت در ایران و دیگر کشورهاست. در بازگویی تاریخ در ایران روال
بر این است که سخن از اینست که ایران عرصه
هجوم و تاخت و تاز اقوام بربر و وحشی بوده است.
از عرب های شتر چران گرفته تا مغولان خونخوار
و ترکهای گرگ نژاد و ازبکها و
ترکمنهای تالانگر و .... ولی همه این
اقوام پس از تسخیرایران خود هم تسخیر
فرهنگ ایران شدند و در آن حل و محو
گردیدند ولی در این میان یک نکته به فراموشی
سپرده شده و اصلاً هیچکس آن را در نیافته است .
این نکته جالب اینست که سرزمینی که عرصه
همیشگی تاخت و تاز اقوام وحشی بوده است و
عادت به تحت سیطره در آمدن بیگانگان
پیدا کرده است سرشت ماندگاری هم از حکومت
در آن ماندگار شده است. این سرشت چیزی نیست
جز رابطه غالب و مغلوبی یعنی سرزمین و مردم
ایران که به مغلوب بودن در مقابل قوم غالب بیگانه
خوی کرده بوده اند و تاریخشان مملو از روی کار
آمدن حکومتهایی است که یکی پس از دیگری بر
این مملکت غلبه جسته اند.
اکنون رابطه غالب با مغلوب را نیز
در تعریف دانشمندان از حکومت ببینیم:
کتاب :نهضتهای انبیا، نویسنده جلال الدین فارسی ،ص ۱۹ تا ۲۹:
آيين هاي حاكمه :
طبقه حاكمه چنانكه متذكر شديم غالبا بيگانگان مهاجمي بوده اند كه بر ملتي غلبه و تسلط پيدا كرده و حكومتشان را بر آنان تحميل نموده و اراضي را تصاحب مي كرده اند كثرت تاسيس دولت ها به اين طريق سبب شده است دانشمندان و حقوق دانان معتقد شوند كه دولت به اغلب قومي بر قومي ضعيف تر و مسلط شدن آن يك بر اين پديد مي آيد نظرياتي هم كه در باب نظام سياسي و حقوقي عمومي داخلي ابراز داشته اند سخت تحت تاثير اين پديده تاريخي قرار گرفته است چنانكه نيچه فيلسوف آلماني مي گويد كه عده اي وحشي گوشتخوار سرخ پوست دسته اي از اربابان رزم آور با سازمان جنگي و نيروي متشكلي كه دارند چنگالشان را به تن توده كثيري از مردم كه شايد از نظر شما ره تاحد زيادي بر آنها تفوق داشته باشند ولي هنوز متشكل نشده اند فرو مي برند اين است منشا دولت ( nietzehe : geneallogy of morals p 103 )
لستر وارد نيز مي نويسد دولت به اعتبار اينكه جامعه اي متفاوت از جامعه قبيله ئي باشد به اتهام تيره اي از مردم بر تيره ديگر پديد مي آيد . ( american journal of sociology march 1905 )
و اوپنهايمر اظهار مي دارد كه بهر جانگاه كني قبيله اي جنگاور مي بيني كه بر حدود قبيله ديگر كه از او آمادگي جنگي كمتري دارد حمله برده و در اراضي او جمعي از اشراف مستقر مي شوند و دولتي تاسيس مي كنند ( oppenheimer frany : the state p 16 ) و به گمپلاش همين معني را در عبارت ديگر بيان نموده است :
دولت محصول تهاجم نظامي و عبارتست از تسلط و تحكم فاتحين بر مغلوبين ( sumner and keller : science of society I p 704 )
سلطه حاكمانه و مالكيت انحصار گر انه اربابان بيگانه طبعا د رنظر مردمي كه خود يا اسلافشان اسوده و خوشبخت زيسته بودند و اينك از اسارت و محكوميت و مملوكيت رنج مي بردند غاصبانه و ظالمانه مي نمود در صدد اعتراض و مخالفت بر مي آمدند و به مقاومت دست مي زدند طبقات حاكمه در هر مدينه و مملكت ناگريزاز پي چاره بر آمده گاه با اعمال خشونت و زور و كشتار مخالفت توده را درهم مي شكستند و زماني با حيله و تدبير .
آنان متقابلا از راه تبليغات حاكميت و مالكيتشان را بر حق و مقرون به عدالت جلوه مي دادند و آرا فلسفي و نظريات سياسي خاصي را از راه نيرنگ ها ي مذهبي به مردم تلقين مي كردند براي اينكه تن مردم را همچون ابزاري بكار گيرند مجبور بودند ابتدا روحشان را بيالايند و با افسون و تلقين كردن يك نوع معتقدات آن را به جهت يك نوع رفتار حيواني و ابزار مانند و همراه انقياد و خضوع بود آماده سازند .
اگر عقيده را تز نهو فهر كه زور عامل تاسيس دولت تاسيس دولت است ( ross e a : social control p 50 ) درست باشد .
گفته سمنر كه دولت مولود زور است و با زور پايدار مي ماند ( sumner and keller : science of society I p 709 ) خطاست مهمترين عامل تثبيت حاكميت هايي كه منشا غلبه و تسلط زورمندانه دارند عامل اعتقادي رواني است نه عامل نظامي و قدرت مادي آيين هاي حاكمه كه بدست كاهنان يا اصحاب سلطه كاهنانه كه جزئي از طبقه حاكمه و وابسته به آن هستند ساخته و پرداخته مي شود نقش تحكيمي عظيم و بي نظيري را ايفا مي كند .
مفاد همه آنها شرك آميز و محتواشان مخالف توحيد و عقايد اصولي اديان است به موجب آنها عده اي از بشر صاحب سلطه هاي حاكمانه مالكانه و كاهنانه هستند و مابقي خلق از آن محرومند اين سلطه ها خصائمي است ذاتي و چسبيده به فطرت اربابان موروثي است و مايه اشرافيت و افضليت جمعي نسبت به ديگران هر كه آنها را احراز كند مي تواند به حاكميت بلا شرط و مالكيت مطلقه و كهانت و روحانيت خود سرانه پردازد و مقدرات ديگران را معين نمايد بي آنكه با مسئوليت و مواخذه اي مواجه شود .
همچنين مدنيون يعني دارندگان حقوق مدني ملت را تشكيل مي دهند و حاكم و مالك و كاهن مي توانند شد و ساير مردم از اين جمله محرومند چون به مشاغل عمومي نمي توانند پرداخت و بيگانه محسوبند كتب حقوقي نشان مي دهد كه مردم در همه مدينه ها و ممالك اروپايي آسيايي و افريقايي تا قرون اخير به دو دسته مدنيون و غير مدنيون يا دو طبقه حاكم و محكومه تقسيم شده اند در مدينه اسپارت طبقه حاكمه به نام اقران و برابران موسوم بود شماره اش يك زمان به شصت نمي رسيد و توده عظيم هيلوتها و پري يك ها كه بوميان سرزمين بودند بدهقاني و پيشه وري و بردگي روزگار مي گذارندند .
در دموكرات ترين مدينه ها كه آتن باشد از سيصد هزار تن جز چند هزار تن د رحكومت دخالت نمي توانستند كرده و مالك نمي توانستند شد .
در فرانسه پيش از انقلاب فقط شاهزادگان نجبا و مالكين و كشيكان متنفذ طبقه حاكمه را تشكيل مي دادند و ديگران چنين حقي نداشتند .
طبق آيين هاي حاكمه عهد باستان كه نظريات سياسي و فلسفي افلاطون و ارسطو اين دو فيلسوف اشرافي مبين آنهاست مردم دو دسته اند : نيكان بالفطره و بدان بالفطره نيكان همان اشراف حاكمه اند كه مالكيت و كهانت انحصاري به ايشان متعلق است بدان عبارتند از توده دهقانان پيشه وران و كارگران و همه كساني كه از اشراف نزاده اند و در سلسله نسبشان نام رئيس خانواده قبيله و نجيبي ديده نمي شود اشراف را نمي توان به بردگي گرفت ولي در جنگ به اسارت در آيند فقط بدان بالفطره را به بردگي بايد گرفت و برده ابزار كار است از كلمات قصا ر ارسطو در كتاب سياست مي باشد كه نمونه اي از تعاليم آيين هاي حاكمه آن عهد را به دست مي دهد .
طبقات حاكمه از دير گاه در ساختن و ترويج آئينشان در جامعه جهدي بليغ مبذول داشته اند و هميشه گروهي از خود را سلطه كاهنانه يا حق ويژه روحانيت بخشيده و بدين كار گماشته اند توده مردم حق نداشتند در اوامر كاهنان چون و چرا كنند و همان طور كه او امر سياسي حكام را اجبار گردن مي نهادند ناگزير از تن سپردن به فرامين مذهبي بودند .
اساس كار مذهب بر مخفي و رمز آسا بودن تعاليم و افكار ديني و تقليدا و امر كاهنان بود .
آيين هاي حاكمه پيش از اسلام و بعد از آن مردم را از آزاد انديشي و آزادي تدين و تحقيق و اجتهاد منع مي كردند و به تقليد و تبعيت كور كورانه و ا مي داشتند .
چون هيچ كس دانسته و فهميده و با ديده باز بسوي مسلخ نمي رود مردم را كوركورانه به كشتار گاه مي بردند .
شهرياران كه خود در بسيار ي از دولتهاي مدني و ممالك رياست مذهبي نيز داشتند يا كاهنان كه ارباب دين و صاحبان سلطه انحصاري كاهنانه بودند او امر مذهبي را در هر زمينه و موردي استنباط و اعلان مي نمودند و ديگران مجبور به اطاعت و اجرايش مي شدند در آيين كليسايي فقط پاپ ها و در نزد يهوديان احبا ر و و در آيين زردشت دستوران و موبدان و در آيين هندوان رشي ها و مني ها ارباب دين و دارندگان سلطه كاهنانه مي باشند .
اين جمله نيز با تعاليم انبيا عليهم السلام و دروس مكتبشان متناقض و با توحيد منافي است .
ادعاي سلطه كاهنانه كردن تحميل نمودن عقيده يي بر ديگران يا مطيع كاهنان و مقلد عقايدشان بودند شرك و مخالف توحيد است .
وقتي ستمگران حاكمه براي مستحكم كردن وضعشان و نگه داشتن دو سلطه حاكمانه و مالكانه سلطه جديدي بنا كاهنانه تعبيه مي كنند وظيفه پيامبران و مساله اساسي اديان آسماني است كه براي نجات بخشيدن توده هاي مردم عقيده توحيد را بر ضد سلطه كاهنانه تبليغ كنند و آنان را با اعتقاد به توحيد از قيد و بند افكار ضا له برهانند .
ميدانم حكمت ظهور اسلام و رسالت ارجمندش اين بوده است كه دين آسماني مسيحيت را كه به آيين حاكمه كليسا يي تبديل شده بود نسخ و ابطال نمايد از طرفي چون هر آيين حاكمه مسلما سلطه هاي سه گانه حاكمانه مالكانه و كاهنانه را مي سازد و مقدس جلوه مي دهد تا اساس رژيم ظالمانه اي را بپا دارد اسلام متقابلا به لغو سلطه كاهنانه كمر بست و آنرا كفر آلود و شرك محظ ناميد .
خداوند متعال در قرآ ن مجيد پيروان آيين حاكمه يهود و آيين حاكمه كليسايي را به شرك متهم مي كند و عملشان را به شدت تقبيح و نكوهش مي نمايد و مي فرمايد : اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دو لله ( توبه : 31 علماي مذهبي و زاهدافشان و عيسي بن مريم را كه به جاي خدا به خدايي گرفتند در حاليكه دستور نداشتند جز خداي يگانه را بپرستند خدايي كه جز او خدايي نيست از كارهاي شرك آميزشان منزه است ) كاهنان و كشيشا نشان را به عوض خالق يكتا به خدايي گرفته اند چون اين آيه مباركه نازل گشت يهودان و پيروان كليسا به حضور پيغمبر صلي الله عليه و آله رسيدند و پرسيدند ما كي اخبار و رهبانان را خدا شمرده و آنان را پرستيده ايم ؟ رسول اكرم پاسخ داد چون مطيع فرمان و استنباطات آنها هستيد هر چه را حلال شمرده اند حلال و هر آنچه را حرام دانسته اند حرام مي دانند .
توحيد ـ يگانگي و وحدت ملي
خودكامگي سياسي و تنوع ملت از لحاظ حاكميت و اشتغال سياسي كه زاييده شرك است جامعه را به دو گروه متضاد حكام و رعايا منقسم ميدارد و خود كامگي نفع طلبانه كه از آثار اقتصادي شرك مي باشد دو گروه استثمار گرو رنجبر پديد مي آورد و استبداد روحاني نتيجه ثالث شرك عامل اختناق انديشه و محو آزادي عقيده كه مادر آزاديها بايدش ناميد مي باشد آثار سه گانه سياسي اقتصادي و اعتقادي شرك جامعه را متشتت و منقسم مي كند و به تخاصم و سر انجام به انحلال و اضمحلال مي كشاند .
در چنين اجتماعات وحدت ملي به تحقيق نمي رسد چرا كه محكومين را با مستبدين و زحمتكشان را با استثمار گراني كه صاحب و سائل توليدند و طالبان آزاد انديشي و روشنفكران را با مستبدين روحاني سر آشتي و مسالمت نيست و اين دو طبقه به شدت از هم متنفر و بيزار و بخون هم تشنه اند .
توحيد كه الغاء كننده حاكميت سياسي مطلق و واضع مشروطيت سياسي مي باشد و با مفهومي از مالكيت و روابط توليدي پديد مي آورد و مناسباتي كه جامعه را ملزم به برقراريش مي كند مشروطيت اقتصادي را پي مي ريزد و آزادي انديشه و اعتقاد را مستقر مي گرداند به ستمهاي سه گانه سياسي اقتصادي اعتقادي پايان مي دهد و به عبارت ديگر استبداد استثمار اختناق را ريشه كن مي كند با محو شرايطي كه در منجلابش ستمهاي سه گانه پرورش مي يابد جامعه از حالت تجمع دو گروه ستمگر و ستمكش بيرون مي آيد و وحدت عادلانه اش را تحقق مي بخشد .
تاريخ ثابت كرده است كه يكتا پرستي همواره عامل يگانگي و وحدت ملي بوده است همانگونه كه تعدد خدايان و شرك موجبات تشتت و تفرقه و جنگهاي خانمانسوز را فراهم آورده است .
علت همه نابسامانی ها و خست و بخل دولتها
در ایران نسبت به مردم وجود همین رابطه سرشتی
و عمیق غالب با مغلوب است. در حالی که عکس
این روال را در کشورهای عربی می بینیم این
کشورها کمتر در معرض هجوم اقوام بیگانه بوده اند
آب و هوای خشک و بد و کویری سرزمین عربها
یک جور شانس برایشان بوده است و هیچ قوم دیگری هوس لشکرکشاندن به سرزمین آنها پیدا نکرد. در نتیجه
سرشت حکومتی در میان عربها غیر از رابطه
غالب و مغلوبی بود ، یک جور رابطه تقسیم اموال
در میان حکومت و مردم عرب وجود دارد.
چنانکه شیوعیت عربی که در زیر می آید با آن همخوانی دارد
در تاریخ اسلام هست که علی سهم هر کسی
را از بیت المال می داد و برادرش عقیل بیشتر
خواست و نداد یا هر قبیله سهم خودش را از
حکومت بنی امیه دریافت می کرد. و امروز
هم کشورهای عربی برای اتباع خود حساب بانکی
باز می کنند و در آمد اضافی نفت را به مردمشان
پرداخت می کنند این دلیلی بروجود سرشت
حکومتی متفاوت با ایران در میان عربها است و
هیچ ربطی به دین و دین پروری ندارد این
ارمغان اقوام بیگانه است که ایران همچون
عروس هزارداماد فرهنگ ابدی مغلوبیت را
بر پیشانی داشته باشد. این نکته مورد توجه جامعه شناسان
یا تاریخدانان و دیگر دانشمندان قرار نگرفته است.
وقتی برخورد شهرداری شهر هرت را با بساط فروشان
می بینید که از زمین بغل پیاده رو از آنها اجاره
می گیرد در حالی که بازار روزشهر هرت که به قیمت
نابودی بخشی از خندق کهن شهر هرت و نیز با آن
همه صرف هزینه برای ساختش تنها بخاطر اجاره های بالای
آن خالی مانده است. زمانی که فرهنگ دوگانه و
طبقاتی و مردم خسته کن قضاوت را در ساختار شوراهای حل
اختلاف شهر هرت می بینید . زمانی که حساب ذخیره ارزی
را می بینید که جای تقسیم در آمد مازاد
نفت را در میان مردم می گیرد و همچون کیسه ای ته سوراخ پر
نشده خالی می شود. و هنگامی که شناوری مردم
را در میان تورم شناور می بینید و هنگامی که
حقوق پایین تر از استاندارد قانونی را با تحریف قانون کار
در ادارات وسازمانها می بینیدوهنگامیکه خطرناکترین
فرا گانگسترهای اقتصادی
پی به وجود رابطه میان یک قوم غالب
(فرامردمیان ؟) با یک قوم مغلوب
(زیر فرا مردمیان = مردم) خواهید برد.
شما چه روابط دیگری را سراغ دارید؟
شیوعیت:
اصول اشتراكيت عربي ( شيوعيت ) از ديدگاه عبدالمتعال جبري
1 ـ شركت همه اقشار مردم در حد امكان در تامين نياز هاي
انساني خويش مانند خوردن ، نوشيدن ، تعليم ، دارو و درمان و كارو غيره .
2 ـ از بين بردن تفاوتها ي فاحش طبقاتي كه درميان گرههاي
گوناگون اجتماعي روزبه روز فاصله ايجاد مي نمايد از طريق
تنظيم ويژه ابزار توليد و مصرف آنگاه امتيازات اشتراكيت
عربي ( شيوعيت ) را بر اشتراكيت در شرق كمونيسم برشمرده و مي گويند :
الف ـ شيوعيت ، قوميت را مي پذيرد با آنكه نظام كمونيستي
روسي با آن هم در مبارز ه جدي است .
ب ـ نظام شيوعيت عربي ، اهداف خود را در برقراري مساوات و
برابري ميان همه مردم در تمامي ادوار و از بين بردن امتيازات
طبقاتي كه هدف اصلي آن سيطره نظام سرمايه داري بر جامعه و
اختلاف و تفاوت در قانون و نحوه توزيع در ميان جامع بشري
است قرار داده و تمامي توان خويش را در تحقق بخشيدن بدان به كار مي گيرد .
با این تفاصیل در می یابید که تمام حکومتهای کنونی جهان از هر
نوع و فرقه ای که باشند دارای یک وجه مشترک هستند.
و آن اینست که چون وارث میراثی ناقص از گذشته بربریت انسانها هستند
پس تمام نظامها و سیستمهای حکومتی آنها نیز
براساس انحصار در قدرت استوار است. و
هیچ یک ملت خود را در قدرت و اقتصاد شریک ن
می کند. هر حکومتی که پس از حکومت دیگر
بر سرکار می آید به بنیادها و اساس و ترکیب حکومتی دست
نمی زند و فقط به ظواهر و تغییر در شعائر
بسنده می کند. در حالیکه آنچه تحت نام دمکراسی
و جمهوری تبلیغ و به مردم خورانده می شود
فقط یک نمایش مضحک است. چون در این دمکراسی ها
آنچه از مردم دریغ می شود همان سهم حقیقی و خدادادی
آنها از منابع و مایملک کشورشان است.
معلوم نیست که وقتی هیچگونه سهامی
برای تک تک مردم تعریف نشده است ،مردم در این دمکراسی ها
به چه چیز و چرا رای می دهند؟
اگر بجای حکومتهای کنونی جهان سیستم حکومتی تازه ای تحت نام
"شرکت جمهوری"
"شرکت سهامی جمهوری"
" جمهوری شرکتی کشوری"
کشور شراکتی
تاسیس شود بسیاری از مشکلات کنونی برطرف
خواهد شد.یعنی بجای اینکه
نظام حکومتی صرفاً سیاسی باشد می بایست جنبه اقتصادی و مالکیت
مردم در قدرت و اقتصاد و مایملک کشورشان
در نظر گرفته شود. در این صورت خود بخود
قدرت در میان تک تک مردم تقسیم شده و
فساد از میان خواهد رفت. و هر یک
از مردم خود مامور اجرای قانون خواهد شد.
چون منافع خود را در منافع ملت
می بیند. و شعار یک نفر برای همه و همه
برای یک نفر تحقق خواهد یافت. فساد
رشوه ، اسراف، وفقر و بی عدالتی و..... از جامعه رخت خواهد بربست.
و بدین ترتیب هیچ حکومتی دیگر اجازه نخواهد یافت بجای
رسیدگی به اوضاع اقتصادی و فرهنگی اتباع خود وقت خودش
را صرف مداخله در درگیری ها و منازعات بین المللی بکند.
و از این گذشته در حکومتی شرکتی مردم از دو نوع
درآمد برخوردار خواهند شد.
۱. سهم در آمدی که از کلیه منابع و درآمدهای کشورشان دارند.
۲.درآمدی که هر شخص بسته به خدماتی که خود ارائه می نماید
کسب خواهد نمود.
14/9/85
نا برابری شدید ثروت در جهان
گزارش جدید سازمان ملل متحد از نا برابری شدید توزیع ثروت در جهان حکایت دارد. بر اساس تحقیقات موسسه تحقیقات توسعه اقتصادی ملل متحد بیش از نیمی از ثروت جهان تنها در اختیار دو درصد مردم است. بر اساس این گزارش آمریکای شمالی ، اروپای غربی، و چند کشور آسیا اقیانوسیه محل انباشت ثروت است. بطوریکه مردم این کشورها 90 درصد ثروت جهانی را در اختیار دارند بر اساس گزارش نشریه فوربس پارسال 326 میلیارد جدید به جمع میلیاردرهای جهان اضافه شد. ثروت این گروه نیز 18 درصد افزایش یافت. هم اکنون 793 میلیارد با ثروتی معادل 3 هزار و 300 میلیارد دلار در جهان وجود دارند.
دیدگاه : تا کور شود هر آنکس که نتواند دید.ولی به این لیست باید صاحبان ده درصد دیگر ثروت جهان که سردمداران کشورهای دیگر جهان هستند افزوده شوند. تا جمعشان جمع شود. چون مردم جهان منهای ثروتمندانشان دیگر افتخار نخواهند داشت برای مبارزه با ثروت اندوزی این درصدهای انگشت شمار بقیه درصدها باید بفکر تاسیس non money bank باشند یا با استفاده از داد و ستد پایاپا کار وبار میلیاردرهای از خدا بیخبر را کساد کنند. یا بازارهای مبادله اجناس دست دوم براه بیندازند یا سمساری هایی طراحی کنند که در آن مردم اشیاء خود را با هم مبادله کنند. بانک از نوع بدون پول آن تنها راه حل پایان این نابرابری هاست سیستم حکومتها از سلطنتی ، جمهوری ، کاپیتالیستی، پرولتاریا، کمونیستی، سوسیالیستی،و هر کوفت و زهر مار دیگه باید منسوخ شود. از همین فردا مردم هر کشور یک شرکت تاسیس می کنند. کشورشان می شود مکان شرکت. و کل دارایی های کشورشان می شود دارایی های شرکت و همه افراد آن کشور می شوند اعضای شرکت. آنگاه از پایین جامعه رئیس های شرکت ها شروع به انتخاب شدن می کنند. یعنی در یک خانواده از چند نفر یک نفر رای می آورد از چند خانواده در یک محله یک نفر رای می آورد و از میان افراد برگزیده شده چند محله یک نفر یا شورایی مرکب از چند نفر و آنها نیز برای شهر و منطقه خود شورایی بر می گزینند و باز در سطح استان ودر انتها این شوراها و انجمن های استانی هستند که برای مدیر عامل نهایی که دولت نظارت باشد اقدام خواهند کرد. بدین روش که بر عکس روش کنونی است و قدرت و دولت از سطوح پایین رو به بالا نتیجه می شود نه اینکه مثل روش کنونی قدرت و دولت از بالا به پایین دیکته شود. ایده شرکتی سهامی شدن کشور دارای این برتری است که افراد کل کشور تبدیل به ماموران قانون خواهند شد و از اتلاف اموال رشوه ، دزدی، غارت ، خسارت و غیره خودبخود لشکری خواهد شد. چون اعضای جامعه که اعضای شرکت هستند خود برای حفظ منافع خود احساس مسئولیت خواهند کرد و بسیاری از جرائم و بزه ها به پایان می رسد.
۸۵/۹/۱۷
برگزیده ای از سخنرانی یک استاد دانشگاه
توسعه اقتصادی زیر سلطه صاحبان پول قرار دارد
طبقه مرفه سرمایه داری
در سرمایه داری مردم نیروی کار هستند نئوکلاسیک و اقتصاد لیبراسیم – عدالت مفهوم بی معنایی است . نموداری که عرضه و تقاضا که مطرح می کنند اگر برابر باشند اعتدال صورت گرفته هیچ تازی بین اعتدال و عدالت نیست لیبرالیسم به اعتدال معتقد است ولی به عدالت نه.
شهروندی توانایی افراد است به ساختن و به باز ساختن
مارکس: ناانسانی شدن انسان نتیجه محتوم نظام سرمایه است .
خصایص و ویژگی ها در غرب دارد غیر انسانی می شود.
دیدگاه : نظام اقتصادی من: تبدیل حکومت به شرکت است
تبدیل ملت به اعضای یک شرکت سهامی است
تبدیل دولت به هیئت مدیره
یک کشور سرمایه این شرکت است
افراد دو نوع درآمد دارند
1.درآمدی که از محل سهام خود از کشور و دارایی های شرکت ملی دارند
2.درآمدی که کل اعضای شرکت از محل واگذاری امور عمومی خود به افراد کسب می کند
یعنی افرادی که به خدمت در امور شرکت یعنی (ادارات و سازمانها) در میآیند باید برای دریافت این امتیاز که برای آنها حقوقو و دستمزد و مزیت در پی دارد بخشی از درآمد و سهام خود را بعنوان مالیات به ملت ( اعضای دیگر) بپردازند.
هزینه ها هم شامل:
1.هزینه هایی که برای تامین امنیت و خدمات عمومی پرداخت می شود
در آمد و هزینه ها ... در دوستون بستانکار و بدهکار در ترازونامه شرکت ملی قید می گردد و این تنها راه عدالت است.
۸۵/۱۰/۱۲
روزنامه جهان اقتصاد :
با ارائه چهار لایحه متمم بودجه توسط دولت رکورد
تغییر بودجه شکسته شد.
۸۵/۱۰/۷
روزنامه ایندین اکسپرس هند:
نخست وزیر هند :
بی خبری ازوضعیت دیگران همانند تبعیض نژادی است.
دیدگاه: یکی بیاد از ما هم خبر بگیره.....
کاوه آهنگر
مدیر عامل شرکت علمی صنعتی پژوهشی دانشکاوان
شماره ثبت ۱۲۱۰